این افراد مثل ما یک شهروند و به دنبال هویت خود هستند چاپ

 

ماهنامه گیلان فردا - «اگر دو جنسه بودید چه کار می کردید؟!...»

نگاه شان را از بقیه می دزدند... بعضی هایشان که کمی جسورتر هستند دل به دریا می زنند و سعی می کنند در هیاهوی روزمره زندگی حضور بیشتری داشته باشند ولی خیلی هایشان در لاک تنهایی فرو می روند.انصافا شرایط دشواری است و دشوارتر زمانی که اطرافیان و به عبارت دیگر جامعه  با رفتارشان آنها را طرد می کنند...

پزشکان می گویند جراحی آخرین راه علاج بیماران اختلال هویت جنسی است، ولی پس از رهایی از عمل چند ساعته و تولدی دوباره، تازه مشکلات بیشتری بر سر راهشان قرار می گیرد؛ چراکه نه قبل از عمل و نه بعد از آن حمایت های درستی از این افراد صورت نمی گیرد، اکثر آنها نمی توانند به راحتی وارد محیط کار شوند و البته برخی دیگر نیز تصمیم به جدایی از خانواده هایشان می گیرند و گویی قصه پر غصه آنها تمامی ندارد.


این افراد با مشکلات عدیده ای برای حضور در جامعه روبه رو هستند
متأسفانه نگاه مردم به افرادی که اختلال هویت جنسی دارند، کلیشه ‌ای و تحقیرآمیز است و گروهی نیز ممکن است این افراد را اشخاصی منحرف بدانند؛ زیرا همان‌ گونه که گفته شد، فرد به‌ زعم ظاهری که مردانه یا زنانه است، رفتاری متفاوت نشان می ‌دهد و این موضوع باعث می‌ شود در کانون توجه و در نتیجه مورد تمسخر یا سرزنش قرار گرفته و با مشکلات عدیده ای برای حضور در جامعه روبه رو باشد.


این افراد نیز مثل ما یک شهروند هستند
به نظر می رسد ایجاد سازوکارهای قانونی برای حمایت از این بیماران ضرورتی غیرقابل انکار است و باید توجه داشت که این بیماران نیز مثل ما یک شهروند و تنها به دنبال هویت خود هستند. و ما نیز وظیفه داریم به جای طرد کردن و تمسخر، آنها را پذیرفته و در کنارشان زندگی کنیم.


این افراد به حمایت های قانونی نیاز دارند
پزشکان و کارشناسان بسیاری معتقدند که تنها راه غلبه بر مشکلات بیماران دچار اختلال هویت جنسی وضع قانون است. برای حمایت از افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی باید دست به دامان قانون شد که به صورت کامل و دقیق مشخص باشد؛ بنابراین لازم است قانونی تعریف و تهیه شود که تمام وجوه زندگی، کار، درمان، تحصیل، برخوردهای قانونی، شناسنامه و هویت جامعه تی اس ایران را در بر بگیرد.


  • بسیاری از مردم، ترانس سکسوالیسم را با هرمافرودیسم و گاه حتی با همجنسگرایی یکی می دانند.مصاحبه ای که در ادامه می خوانید توسط هومان دوراندیش تهیه و قبلا در سایت خبری تحلیلی عصر ایران ارایه شده است.

     دکتر مهدی صابری، روانپزشک پزشکی قانونی
    ، در گفتگو با عصر ایران به تشریح ماهیت عارضه ترانس سکسوالیسم ( یا اختلال هویت جنسی ) و مشکلات مبتلایان آن (مخففاً "تی اس"ها) پرداخت.


ابتدا بفرمایید ترانس سکسوالیسم چه فرقی با هرمافرودیسم دارد؟


هرمافرودیسم یا دوجنسی بودن، نوعی اختلال و اشکال آناتومیک است. یعنی در بدن فرد مبتلا، اندامهای جنسی هر دو جنس مونث و مذکر وجود دارد. مثلاً ممکن است دستگاه خارجی تناسلی شخص، مردانه باشد اما ارگان های زنانه مثل رحم و تخمدان نیز در بدن او به شکل ناقص وجود داشته باشد. چنین فردی دوجنسی قلمداد می شود.
فرد دوجنسی از حیث ارگانیسمش دچار نوعی ابهام جنسیتی است و نمی داند که زن است یا مرد. دوجنسی ها معمولاً عقیم هم هستند. اما ترانس سکسوالیسم کاملاً متفاوت از هرمافرودیسم است.
فرد مبتلا به ترانس سکسوالیسم، در ساختمان بدنش هیچ اشکالی وجود ندارد. هرمافرودیت ها در ساختمان بدنشان اختلال وجود دارد اما ترانس سکسوالیست ها از حیث ساختمان بدنی، کاملاً مرد و یا کاملاً زن هستند. اندام های جنسی خارجی و درونی آنها کاملاً مردانه و یا کاملاً زنانه است. منظور از اندام های جنسی درونی، رحم و تخمدان و هورمون های زنانه در زنان و هورمون های مردانه در مردان است.
رویش پستان در زنان و تجمع چربی در نواحی لگن و باسن و نازک شدن صدا در زنان و رویش ریش و سبیل و خشن شدن صدا در مردان، محصول همین هورمون های زنانه و مردانه هستند که در ترانس سکسوالیست ها، به طور طبیعی وجود دارند.
بنابراین ترانس سکسوالیست ها یا تی اس ها، به لحاظ ظاهری و فیزیکی هیچ مشکلی ندارند. به لحاظ ژنتیک هم مشکلی ندارند، یعنی یک زن تی اس، کروموزوم های جنسی دارد و از این حیث کاملاً طبیعی است.

اختلاس تی اس ها، اختلال در احساسات و هیجانات و تمایلات آنهاست. یعنی فردی که به لحاظ ژنتیک و ظاهر فیزیکی زن است، احساسات و تمایلات و رفتارهایش مردانه است و درباره خودش معتقد است که باید مرد می شد. یعنی احساس می کند که تمایلات و احساسات و روحیات مردانه اش در یک قفس زنانه گیر افتاده است. مثل مردها رفتار می کند و حتی پس از رسیدن به سن بلوغ، تمایلات جنسی شان هم مثل جنس مخالفشان است. و یا برعکس، شخصی که به لحاظ فیزیکی مرد است ولی احساسات زنانه دارد، احساس می کند در قفسی مردانه گرفتار شده است.


ولی با وجود این تمایل، باز با همجنسگرایان فرق دارد زیرا خودش معتقد است که تمایل جنسی اش به زنان، تمایل به جنس مخالف است؛ چرا که او خودش را در اصل مرد می داند. درست است؟


احسنت! دقیقاً. یک همجنسگرای مثلاً مذکر، با علم به جنسیت مذکر خودش، باز تمایل دارد که با جنس مذکر رابطه جنسی داشته باشد. یعنی خودش را مرد می داند و به مردان گرایش جنسی دارد! اما یک مرد مبتلا به "اختلال هویت جنسی" (ترانس سکسوالیسم)، تمایلات زنانه دارد و خودش را زن می داند. رفتارها و تمایلاتش زنانه است و اصرار زیادی هم دارد که حتی شکل ظاهری بدنش را زنانه کند. اما یک همجنسگرا هیچ وقت نمی خواهد عمل جراحی کند و تغییر جنسیت دهد.

ترانس سکسوالیسم یک بیماری روانی محسوب می شود؟


بله، اما نباید فراموش کنیم که منظور از بیماری روانی در این جا، آن اختلالات شدید روانی، که فرد را کاملاً غیرطبیعی و مبتلا به رفتارهای عجیب و غریب می سازد، نیست. اختلالات روانی انواع گوناگونی دارند. برخی از آنها، اصلاً به چشم نمی آیند و به راحتی قابل تشخیص نیستند.
گاه در برخوردهای نزدیک مشخص می شوند ولی کلاً آشکار نیستند. اختلال هویت جنسی هم جزو اختلالاتی است که ممکن است دیگران سال های سال متوجه آن نشوند.
شاید پدر و مادر فرد مبتلا، از همان دوران کودکی، به تدریج متوجه شوند که رفتارهای فرزندشان با سایر بچه های همجنس فرق دارد. مثلاً پسر بچه آنها، رفتارهایش بیشتر دخترانه باشد. تی اس ها وقتی که به سن بلوغ می رسند، تفاوت رفتاری شان با افراد همجنس خودشان معمولاً به خوبی آشکار می شود. مثلاً یک پسر مبتلا به اختلال جنسی، دوست ندارد بازی های پسرانه بکند و لباس های پسرانه بپوشد. او در دوران قبل از بلوغ جنسی هم، لباس های دخترانه و اسباب بازی های دخترانه را می پسندد و دوست دارد.

خانواده هایی که در ایران فرزندشان چنین مشکلی دارد، معمولاً چه برخوردی با بچه خودشان دارند؟

ممکن است بعضی از والدین در سال های کودکی، رفتارهای متفاوت فرزند مبتلایشان را تشویق هم بکنند؛ چرا که رفتارهای او برای آنها جالب و بامزه است. مثلاً پسر بچه ای که لاک می زند و ادای دخترها را درمی آورد، بخصوص در خانواده هایی که چند تا پسر دارند و آرزو دارند که دختر داشته باشند، ممکن است رفتارهایش برای پدر و مادرش خیلی جالب باشد. ولی رفتارهای این کودک، به تدریج پدر و مادر را نگران می کند زیرا آنها می بینند که فرزندشان مثل سایر بچه های همجنس خودش رفتار نمی کند.
چنین فرزندی، طبیعتاً سرزنش و تحقیر شده و گاه با القاب تحقیرآمیزمواجه می شود. بچه هایی که اختلال هویت جنسی شان خیلی آشکار نشده باشد، در خلوت خودشان لباس جنس دلخواهشان را می پوشند و پسرها مثلاً آرایش می کنند.
به هر حال به نوعی، و البته با سختی، با این حالت خودشان کنار می آیند. اما وقتی که به سن دانشگاه می رسند و بیش از پیش وارد جامعه می شوند، به تدریج والدین به این حالت آشکار نشده پی می برد و به رفتارهای فرد اعتراض می کنند. یعنی آنها نگران می شوند که مبادا فرزندشان انحراف جنسی پیدا کرده باشد.

 بیشتر خانواده ها، این بچه ها را مورد شماتت قرار می دهند، طردشان می کنند، با آنها مقابله کرده و مفصلاً بحث می کنند. ما خیلی کم دیده ایم که این خانواده ها متوجه اختلال فرزندشان شده باشند و برای مشاوره، به روانشناس مراجعه کنند.


خانواده ها معمولاً چنین کاری نمی کنند بلکه خود این بچه ها، پس از درگیری با خانواده و یا طرد شدن از سوی خانواده، به روانشناس مراجعه می کنند.
به علاوه از طریق مراجعه به اینترنت و مطالعات شخصی، متوجه می شوند که اختلالی در وجودشان هست که باید به آن توجه کرد. خانواده ها معمولاً مقاومت زیادی در پذیرش این اختلال در وجود فرزندشان، دارند.
این مقاومت طبیعی است چرا که این مشکل، مشکلی نیست که به راحتی بتوان آن را پذیرفت. خانواده ها در برابر این مشکل دچار تنش و احساس گناه می شوند و گاهی پدر و مادر یکدیگر را متهم می کنند و هر یک از آنها، دیگری را عامل ایجاد این مشکل در رفتار فرزندشان قلمداد می کنند.
در اثر این فضای پرتنش، گاهی بچه های مبتلا به اختلال جنسی، خانه را ترک می کنند.   

به غیر از مشکلات فرهنگی موجود در جامعه ایران در قبال تی اس ها، احکام فقهی درباره ترانس سکشوالیست ها چگونه اند؟

اولین بار فردی به نام فریدون پورملک آرا، در پاریس نزد امام خمینی(ره) رفت و مشکل اختلال هویت جنسی اش را با امام در میان گذاشت و بعد از انقلاب، مجوز جراحی تغییر جنسیت را از امام خمینی(ره) دریافت کرد.

 

و حضرت امام(ره) فتوا دادند که تغییر جنسیت با نظر متخصص ماهر، شرعاً بلااشکال است. پس از فتوای امام، فریدون پورملک آرا، به تایلند رفت و تن به جراحی تغییر جنسیت داد و زن شد و با نام مریم پورملک آرا، به زندگی اش ادامه داد و در فروردین ماه امسال، در سن 61 سالگی، درگذشت.
او در تمام مدت زندگی اش به عنوان زن، به شدت پیگیر مشکلات تی اس ها بود و انجمنی هم برای حمایت از این افراد تاسیس کرد تا آنهایی که قابل درمانند، درمان شوند و کسانی هم که چاره ای جز عمل جراحی ندارند، اقدامات قانونی لازم برای عمل جراحی تغییر جنسیت آنها انجام شود.
البته مجوز قانونی این کار، بر اساس فتاوای شرعی، توسط سازمان پزشکی قانونی صادر می شود. افرادی هم که اختلال هویت جنسی ندارند ولی احساس می کنند که باید جنسیتشان تغییر یابد، یعنی فرم های دیگری از این گرایش روانی را دارند که مصداق این بیماری نیست، مجوز تغییر جنیست دریافت نمی کنند.
به هر حال افراد مراجعه کننده به سازمان پزشکی قانونی، توسط چند متخصص روانپزشکی و نیز متخصصان پزشکی قانونی و، اگر لازم باشد، متخصصان دیگر، مثل متخصصان زنان و متخصصان جراحی، ویزیت می شوند.
 این افراد دوره های روانکاوی را پشت سر می گذارند و اگر قادر به تثبیت جنسیت واقعی خودشان باشند، اقدامات لازم برای بهبودشان بدون عمل جراحی دنبال می شود و کسانی که دیگر چاره ای جز عمل جراحی ندارند، به کمیسیون مربوطه در سازمان پزشکی قانونی معرفی می شوند.
آماده سازی روانی این افراد و نیز خانواده هایشان برای پذیرش جنسیت جدید پس از جراحی تغییر جنسیت، یکی از اقدامات سازمان پزشکی قانونی است. بعضی از خانواده ها، به خوبی با جنسیت جدید فرزندشان کنار می آیند و بعضی ها هم نه؛ یعنی بچه هایشان را طرد کرده اند.

کسانی که مجوز تغییر جنسیت دریافت نمی کنند، چه کار باید بکنند؟

تمایل به تغییر جنسیت در این افراد، ناشی از اختلال هویت جنسی نیست بلکه از علل دیگری نشات می گیرد. مثلاً ممکن است انواعی از اختلال شخصیت، افسردگی و روانپریشی، علت این گرایش آنها باشد. این حالات با روان درمانی و داروهای روانپزشکی قابل درمان اند. خیلی از این افراد پس از درمان توانسته اند به طور طبیعی به زندگی شان ادامه دهند.
 به هر حال هر کسی که گرایش به تغییر جنسیت خود داشته باشد، لزوماً اختلال هویت جنسی ندارد. اختلال هویت جنسی، شیوع بسیار کمی دارد و تقریباً از هر پنجاه هزار و یا صدهزار نفر، یک نفر دچار این اختلال است.
در جمعیت 75 میلیونی ایران، بین 750 تا 1500 نفر دارای اختلال هویت جنسی اند. کسانی که به سازمان پزشکی قانونی مراجعه می کنند، خیلی بیش از این رقم است ولی همه این افراد دچار این اختلال نیستند. به هر حال وظیفه تفکیک این افراد و تشخیص بیماران واقعی در میان آنها، برعهده روانپزشکی و روانشناسی است.

 
علت به وجود آمدن این مشکل چیست؟


علت این اختلال هنوز به طور کامل کشف نشده است. به هر حال هنوز نمی توان با قاطعیت گفت که استرس هایی در دوران بارداری مادر و یا بروز جنگ و حوادث و... زمینه ساز اختلال هویت جنسی در جنین باشد. بسیاری از خانواده ها در دوران جنگ در شرایط بسیار نامطلوبی قرار داشتند و استرس های شدیدی را متحمل شدند ولی فرزندشان دچار اختلال هویت جنسی نشد. من فکر می کنم این موضوع نیاز به تحقیق بیشتر دارد.  


جراحی تغییر جنسیت تی اس ها معمولاً موفقیت آمیز است یا نه؟

موفقیت این جراحی ها، نسبی است. بعضی ها از عمل جراحی شان راضی بوده و پس از جراحی، زندگی تقریباً نرمالی هم داشته اند. در هر صورت، این افراد پس از عمل جراحی، به یک زن یا مرد کامل و بدون نقص بدل نمی شوند. این ها پس از جراحی، عقیم و نازا هستند و در تمام عمرشان باید از داروهای هورمونی استفاده کنند و طبعاً برخی از عوارض مصرف این داروها، دامن گیرشان می شود.

داروهای هورمونی چه کارکردی دارند؟

صفات ثانوی را تقویت می کنند. مثلاً هورمون های زنانه موجب زنانه تر شدن ظاهر فرد می شود.


چون این گفتگو محصول اکران فیلم آینه های روبه رو بود، لطفا در پایان بفرمایید که آیا در این فیلم، تصویری مطابق با واقع از ترانس سکسوالیست ها ترسیم شده بود یا نه؟

بله، به نظرم این فیلم بر پایه بررسی و تحقیق درستی شکل گرفته بود و به نحو رسایی، یک فرد مبتلا به اختلال هویت جنسی را نشان می داد که زن به دنیا آمده اما رفتارها و احساسات و تمایلاتش مردانه است.

فیلم به شکل ظریفی رفتارهای مردانه او را نشان می داد. آدینه، شخصیت اصلی فیلم، که دوست داشت ادی صدایش کنند، علاقه زیادی به پوشیدن لباس های مردانه و کوتاه کردن موهایش به طرز پسرانه داشت. و یا مثلاً دوست داشت که کارهای مکانیکی انجام دهد و ماشین را تعمیر کند. همچنین از شوهرکردن فراری بود چون اصلاً قادر به پذیرش نقش خودش به عنوان یک زن در رابطه زناشویی و عاطفی نبود.

به نظر من، با توجه به محدودیت های مرتبط با پرداختن به این موضوع چالش برانگیز، این فیلم در آگاه کردن جامعه نسبت به این مشکل، بسیار خوب عمل کرده بود و در مجموع، مصداقی از خدمت هنر سینما به جامعه بود.













 

 

برچسبها : ،
به اشتراک بگذارید:

نظر بنویسید:

security code