گیلان فردا، سارا فرزانه- آیا شما هم با مشکل کم آبی مواجه هستید؟ پر واضح است که پاسخ پرسش من مثبت است. چون وقتی که ما در استان پر بارانی مثل گیلان با این پدیده روبرو هستیم، حتما در استان های دیگر این مسئله پر رنگ تر است.
اگر قبلا با این جمله هشدار می دادند که «آب هست، ولی کم است» الان باید هشدار داده شود که «آب، نیست...»!!
زمانی بیشتر متوجه ارزشمندی آب، این مایه حیات می شویم که نفس های زندگی به شماره می افتد!
اما براستی چرا وضعیت ذخایر آبی کشور اینطور شده است؟ مدیریت منابع آبی به عهده کدام مدیران و افراد تاثیرگذار در سیاستگذاری و برنامه ریزی مرتبط بوده که وضع را بدین جا رسانده است؟ چه کسانی باید پاسخگوی این همه بی تدبیری باشند؟ درست است که می گویند ایران کشور پر آبی نیست ولی بی شک اگر مدیریت درست و اصولی در حوزه آب اتفاق می افتاد امروزه روز شاهد چنین بحران و فاجعه ای در بخش آب نبودیم.
با بررسی تاریخچه و دلایل بحران آب یا به قول کارشناسان این حوزه «تنش آبی» در می یابیم که علاوه بر عوامل تاثیرگذار جغرافیایی، مدیریت ضعیف در ساماندهی نزولات جوی، عدم تقویت آب بندان ها، مصرف نادرست آب بدون داشتن الگویی استاندارد و بهره ور، کاشت محصولات کشاورزی آب بر و ... بسیار تاثیرگذارتر از عوامل جغرافیایی بوده است.
براساس اطلاعات موجود، ایران در منطقهای خشک و نیمهخشک قرار دارد که میزان بارندگی سالانه در بسیاری از مناطق آن پایین و در حدود ۲۵۰ میلیمتر گزارش شده است.
اما در استان های پر بارش مانند گیلان و مازندران چرا با کم آبی مواجه هستیم! در پاسخ به این سوال گاه گفته می شود باران در فصول خاصی بیشتر می بارد و در فصل کشاورزی بارندگی کمتر است و یا گفته می شود پراکندگی زمانی و مکانی بارشها نامتناسب است.
در این سال ها به کرات شنیده ایم که تغییرات اقلیمی، افزایش دما و کاهش میزان بارندگیها در دهههای اخیر منجر به کاهش منابع آبی تجدیدپذیر شده است. به عنوان مثال، در برخی مناطق، دورههای خشک طولانیتر شده و در عوض، با افزایش بارشهای سیلآسا و ناگهانی که منجر به روان آبهای سطحی میشوند، مواجه هستیم.
کارشناسان می گویند تهران و بسیاری از استان های کشور بیش از پنج سال است که با خشکسالی مواجه اند در حالی که در گذشته پس از چند سال خشکسالی، شاهد چند سال، ترسالی بوده ایم.
به اذعان صاحبنظران یکی از مهمترین دلایل بحران آب در ایران، مدیریت نادرست و ناکارآمد منابع آب عنوان میشود. استفاده بیش از حد از منابع آبی برای کشاورزی، که بیش از ۹۰ درصد از مصرف آب کشور را در بر میگیرد، منجر به کاهش شدید سطح آبهای زیرزمینی و خشکی بسیاری از دریاچهها و تالابها شده است. عدم استفاده از روشهای آبیاری مدرن و ناکارآمدی سیستمهای آبیاری سنتی نیز به تشدید این بحران کمک میکند. عدم تدوین و اجرای سیاستهای صحیح مدیریتی برای حفاظت و بهرهبرداری پایدار از منابع آبی نیز از جمله مشکلات مدیریتی بوده که در بحران آب نقش مهمی دارند.
رشد جمعیت و شهرنشینی، توسعه ناپایدار کشاورزی، تخریب منابع طبیعی و زیستمحیطی و نظایر آن از جمله عوامل مهم تاثیر گذار در بروز تنش آبی فعلی در کشور عنوان می شود. به نظر می رسد بهتر باشد در ادامه هر یک از عوامل نامبرده شده نوشته شود «بی برنامه»، به عبارت دیگر رشد جمعیت بدون برنامه، توسعه شهرنشینی بدون برنامه، توسعه کشاورزی بدون برنامه و... البته تخریب محیط زیست و منابع طبیعی با برنامه!! باعث شده تا به چنین وضعیتی گرفتار شویم.
هر عقل سلیمی می داند که بی برنامگی در نگهداری و صیانت از محیط زیست، پیامدهای ناگواری را در پی خواهد داشت که تا نسل ها موجب خسران جامعه خواهد بود. ولی گویا در کشور ما این موضوع مهم و حیاتی خیلی پیش پا افتاده است!! صیانت از محیط زیست به معنای محیط ایست نیست بلکه توجه دادن به استفاده و نگهداری درست از منابع و ذخایری است که مستقیما با زندگی و زنده ماندن جامعه مربوط می شود.
خشکیده شدن زاینده رود و دریاچه ارومیه آنقدر تاسف بار است که زبان از توصیف آن عاجز است. همانطور که در سال های اخیر بارها و بارها و بارها نسبت به کاهش عمق آب تالاب انزلی از هفت متر به یک متر هشدار داده شده است ولی کو درمان، کو توجه، کو برنامه های علمی درست برای جلوگیری از وقوع چنین فاجعه ای!
با اینکه گفته می شود قسمت اعظم منابع آبی کشور صرف بخش کشاورزی با زیرساخت های فرسوده و استفاده از روش های سنتی و کم بازده می شود ولی هنوز هم در روش های کاشت، داشت و برداشت کشاورزی هیچ تغییر اساسی بوجود نیامده و این در حالی است که بسیاری از کشورها بدون داشتن آب و حتی خاک مناسب با روش های علمی به تولید محصولات زیادی مشغولند که نه تنها غذای مردم خود را با قیمت تمام شده کمتری تولید می کنند بلکه صادرات کشورشان را نیز پوشش می دهند.
بارها در خبرها گفته شده که کاشت محصولاتی که نیاز زیادی به آبیاری دارند، در مناطقی که منابع آبی محدود هستند، یکی از عوامل مهم بحران آب در ایران محسوب میشود. از سوی دیگر استفاده از تکنولوژیهای قدیمی و ناکارآمد در بخش صنعت و کشاورزی نیز در هدررفت مقدار زیادی از منابع آبی نقش دارد. عدم تناسب بین نوع محصول و شرایط اقلیمی و آبی منطقه نیز یکی دیگر از مشکلاتی بوده که منجر به مصرف بیرویه آب در بخش کشاورزی شده است. همچنین ایجاد و استقرار صنایع آب بر در مناطق خشک، یکی دیگر از بی فکری هایی بوده که بدون در نظر گرفتن هزینه-فایده برای کشور در دهه های اخیر اتفاق افتاده است.
بعضی ها هم براین باورند چون قسمت اصلی منابع آبی کشود در بخش کشاورزی صرف می شود و مصرف خانگی کمتر از 10 درصد آب کشور را به خود اختصاص می دهد پس صرفه جویی کردن یا نکردن در بخش خانگی، گره از مشکلی باز نمی کند! اما به نظر می رسد در شرایط فعلی که ذخایر آبی کشور به اذعان مسئولان و کارشناسان این حوزه به کمتر از بیست درصد رسیده، صرفه جویی حتی یک قطره آب هم می تواند برای گذر از این دوره تنش آبی، هر قدر کم و کوچک اما اثر بخش باشد.
طبیعتا برای مقابله با بحران آب و گذر از این شرایط ویژه، باید هم از راهکارهای کلان و بلند مدت و هم راهکارهای میان مدت و کوتاه مدت استفاده کرد.
به اعتقاد صاحبنظران بخش آب، بهبود منابع آبی از جمله مهمترین راهکارهایی است که دولت با برنامه ریزی و سیاستگذاریی درست باید در آن جهت گام بردارد. اجرای طرحهای جامع مدیریت منابع آب، استفاده بهینه از منابع موجود و توسعه زیرساختهای آبیاری مدرن میتواند به کاهش مصرف آب و حفظ منابع آبی کمک کند.
استفاده از فناوریهای نوین آبیاری مانند آبیاری قطرهای و آبیاری تحت فشار میتواند به میزان قابل توجهی مصرف آب در بخش کشاورزی را کاهش دهد. همچنین تغییر الگوی کشت و استفاده از محصولات مقاوم به کم آبی و خشکی یکی از راهکارهای مؤثر در کاهش مصرف آب است.
استفاده مجدد از پساب ها و آبهای فاضلاب تصفیه شده در بخشهای مختلف مانند کشاورزی و صنعت میتواند به کاهش فشار بر منابع آبهای شیرین کمک کند.
باید قبول کنیم که در دهه های اخیر پدیده های شومی همچون جنگل خواری، کوه خواری، ساحل خواری و ... همچنین برداشت بی رویه از منابع آبی، برداشت بی رویه شن و ماسه از بستر رودخانه ها و نظایر آن باعث شده ترکیب و کارکرد طبیعی ذخایر و منابع کشورمان از جمله منابع آبی دستخوش ورشکستگی شوند!
