گیلان فردا- در آستانه مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، ایران و منطقه در حال ورود به مرحلهای است که بسیاری از تحلیلگران آن را پایان یک دوره تاریخی و آغاز بازتعریف معادلات آینده توصیف میکنند. وداع با رهبر شهید، صرفاً وداع با یک شخصیت سیاسی نیست؛ وداع با رهبری است که مفهوم «ایران مقتدر در سایه اسلام» را به عنوان یکی از محورهای اصلی گفتمان رسمی و عملیاتی کشور مطرح کرد.
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور در این خصوص نوشت: تشییع «رهبر شهید» را نمیتوان تنها بدرقه یک شخصیت سیاسی یا بزرگداشت وی دانست. این رخداد در سطحی عمیقتر، بدرقه بخشی از تجربه تاریخی نسلی است که تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی ایران را از نزدیک زیسته است. در چنین لحظاتی، جامعه نه فقط با یک فرد، بلکه با لایههایی از خاطره تاریخی خود مواجه میشود؛ خاطراتی که در دل آن ها آرمانهایی مانند استقلال، آزادی و مقاومت در برابر سلطه شکل گرفتهاند و به بخشی از هویت سیاسی جامعه بدل شدهاند.
در این تشییع، بسیاری از دیدگاههای انقلابی، جریانهای فکری و سیاسی و همچنین چالشهایی که میان نظامهای سلطهگر و آرمانهای استقلالطلبانه و آزادیخواهانه شکل گرفته بود، دوباره معنا پیدا میکنند. از این منظر، بدرقه «رهبر شهید» را باید فراتر از یک رویداد فردی دانست. این مراسم، در واقع بدرقه بخشی از حافظه تاریخی یک جامعه است؛ حافظهای که پر از فراز و نشیبها، تجربههای تلخ و شیرین و تلاشهای پیوسته برای تحقق آرمانهاست.
نسلهایی که تجربههایی چون کودتای ۲۸ مرداد، مداخله قدرتهای خارجی در سیاست ایران و اشکال مختلف وابستگی سیاسی و اقتصادی را لمس کرده بودند، مفاهیمی مانند استقلال و آزادی را صرفاً در قالب شعارهای سیاسی جستجو نمیکردند. برای آنان، این مفاهیم پاسخی به تجربههای عینی و زیسته از فشارهای خارجی و محدودیتهای داخلی بود. استقلال برای آن نسل نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه نوعی مطالبه تاریخی و بخشی از حافظه اجتماعی جامعه محسوب میشد.
در آن دوران بسیاری از مردم احساس میکردند که نهتنها منابع و ثروتهای کشور، بلکه آرزوها و افقهای زندگیشان نیز در سایه نوعی استبدادِ مورد حمایت قدرتهای خارجی محدود شده است. این تجربه تاریخی، زمینه شکلگیری نوعی آگاهی انتقادی در میان بخشی از روشنفکران و فعالان اجتماعی را فراهم کرد؛ آگاهیای که تلاش داشت با طرح ایدههای تازه و گسترش گفتوگوهای اجتماعی، جامعه را به سوی تغییر و بازتعریف هویت سیاسی خود سوق دهد.
در چنین بستری، چهرههایی پدید آمدند که میان اندیشه، مبارزه سیاسی و مسئولیت اجتماعی پیوند برقرار کردند. «رهبر شهید» را میتوان در زمره همین چهرهها دانست؛ نسلی از روشنفکران انقلابی که فعالیت فکری را با نوعی تعهد اخلاقی و اجتماعی همراه کرده بودند. آنان نهتنها در عرصه نظری به طرح دیدگاههای خود پرداختند، بلکه در عمل نیز برای تحقق آن هزینه دادند، زندان را تجربه کردند و کوشیدند ارزشهای آرمانگرایانه را در فضای عمومی زنده نگه دارند.
امروز بسیاری از آن چهرهها دیگر در میان ما نیستند؛ از مطهری و بهشتی گرفته تا باهنر و طالقانی و بسیاری از فعالان فکری و سیاسی آن دوران. با درگذشت هر یک از این افراد، جامعه در واقع با بخشی از حافظه زنده خود خداحافظی میکند؛ حافظهای که نه فقط روایتگر یک دوره تاریخی، بلکه حامل تجربهها، رنجها و امیدهای چند نسل از جامعه است.
با گذشت زمان، یکی از چالشهای مهم جوامع، انتقال تجربههای تاریخی از نسلی به نسل دیگر است. نسلهای امروز بسیاری از اضطرابها، نگرانیها و فشارهایی را که نسلهای پیشین در دوران سلطه خارجی یا استبداد تجربه کردهاند، به شکل مستقیم لمس نکردهاند. به همین دلیل، مفاهیمی مانند استقلال یا مقاومت در برابر سلطه ممکن است برای آنان معنایی متفاوت یا حتی انتزاعی داشته باشد.
ما با سوگ، پیکر رهبری را تشییع میکنیم که با آرمانها و افکار خود، استقلال سیاسی و تمامیت ارضی این سرزمین را از تعرض و چپاول مصون نگه داشت. او با درایت خود «قدرت ملی» تولید کرد؛ قدرتی که در سایهی آن، ایرانِ مقتدر و باثبات، بدون از دست دادن حتی ذرهای از خاک خود پا برجا ماند. او نهادهایی را بنیان گذاشت که جوهرهی اندیشهی آنها، عدالت و ثبات است؛ میراثی گرانبها که برای ما، «ایرانِ پرقدرت و باثبات» را به یادگار گذاشت.
(منبع:گیلان امروز)
در انتظار آپلود عکس