گیلان فردا، سارا فرزانه*-صبح در یک روستای گیلانی زودتر از آدمها بیدار می شود. صدای پرندگان محلی، نسیم لابلای شاخساران و چنانچه رودخانه ای نزدیک باشد صدای دلنشی آب، شما را به روزی سرشار از کار و تلاش دعوت می کند.
در روستا طبیعت، فقط منظرهای برای تماشا نیست؛ بخشی از زندگی است. بخشی از اقتصاد، فرهنگ، خاطره و هویت مردم روستا.
گیلان را شاید بتوان یکی از معدود نقاط ایران دانست که در آن فاصله میان «زندگی» و «طبیعت» هنوز آنقدر زیاد نشده است. جنگل، شالیزار، رودخانه، باغ، تالاب و دریا در این استان فقط عناصر یک منظره زیبا نیستند؛ هرکدام بخشی از چرخه زندگی مردماند. با این حال، توسعه ساختوساز، تغییر کاربری زمینهای کشاورزی، افزایش گردشگری و بحران پسماند، آرامآرام این رابطه دیرینه را تحت فشار قرار داده است.
در چنین شرایطی، بعضی روستاها هنوز تلاش میکنند راه دیگری را تجربه کنند؛ راهی که در آن میتوان زندگی کرد، درآمد داشت، گردشگر پذیرفت و در عین حال طبیعت را قربانی نکرد و سبز باقی ماند.
طبیعت، شریک زندگی روستایی
در بسیاری از روستاهای گیلان، طبیعت چیزی جدا از زندگی مردم نیست. شالیزار تنها یک زمین کشاورزی نیست؛ بخشی از اقتصاد و فرهنگ روستاست. باغهای چای و مرکبات، مراتع، رودخانهها و جنگلها نیز هرکدام نقشی در معیشت مردم دارند.
شاید همین وابستگی عمیق باعث شده است که در برخی روستاها، مردم بهتر از هرکس دیگری بدانند تخریب طبیعت در نهایت به زیان خودشان تمام خواهد شد.
وقتی یک رودخانه آلوده میشود، فقط یک منظره زیبا از بین نمیرود؛ کشاورزی، دامداری و سلامت مردم نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. وقتی جنگل عقب مینشیند، فقط چند درخت کمتر نمیشود؛ آب، خاک و زیستگاه گونههای جانوری نیز آسیب میبیند.
این نگاه میتواند نقطه آغاز مفهوم «روستای سبز» باشد؛ روستایی که توسعه را در مقابل طبیعت قرار نمیدهد.
روستاهایی که گردشگر را به طبیعت نزدیک میکنند، نه اینکه طبیعت را قربانی گردشگر کنند.
گردشگری روستایی در سالهای اخیر برای بسیاری از روستاهای گیلان به یک فرصت اقتصادی تبدیل شده است. خانههای قدیمی، غذاهای محلی، باغها، شالیزارها، جنگل و چشماندازهای طبیعی، گردشگران بسیاری را به سوی روستاهای استان میکشاند.
اما گردشگری اگر بدون برنامه باشد، میتواند همان طبیعتی را که عامل جذب گردشگر است، از بین ببرد.
روستای سبز روستایی نیست که فقط چند سطل زباله رنگی در کوچههایش داشته باشد. روستای سبز جایی است که ظرفیت طبیعت را میشناسد و اجازه نمیدهد تعداد گردشگران، ساختوساز یا مصرف منابع از توان محیط بیشتر شود.
در چنین روستاهایی، حفظ معماری بومی، استفاده از محصولات محلی، کاهش مصرف پلاستیک، مدیریت پسماند، حفاظت از منابع آب و مشارکت ساکنان میتواند گردشگری را به فرصتی برای حفاظت از طبیعت تبدیل کند.
خانههایی که هنوز با طبیعت قهر نکردهاند
یکی از زیباییهای روستاهای گیلان، معماری هماهنگ آن ها با محیط است. خانههایی که زمانی با مصالح بومی ساخته میشدند و شکل آن ها با آبوهوا و سبک زندگی مردم ارتباط داشت.
اما امروزه ساختوسازهای جدید در بسیاری از نقاط روستایی، چهره طبیعی و معماری سنتی را تغییر داده است. خانههایی با الگوهای شهری، دیوارهای بلند و ساختمانهای بیارتباط با محیط، جای بخشی از معماری بومی را گرفتهاند.
حفظ طبیعت فقط به معنای حفظ درختان نیست. حفظ سیمای روستا، معماری بومی، مسیرهای آب، باغها و زمینهای کشاورزی نیز بخشی از حفاظت محیط زیست است.
روستایی که ساختمانهایش با طبیعت هماهنگ باشد، مسیرهای قدیمی آب را حفظ کند، درختان را برای ساختوساز بیدلیل قطع نکند و فضای سبز را بخشی از زندگی خود بداند، یک گام به توسعه پایدار نزدیکتر است.
زباله؛ آزمون بزرگ روستاهای گردشگرپذیر
شاید هیچ موضوعی به اندازه زباله، رابطه میان گردشگری و محیط زیست را آشکار نکند.
گردشگر میآید، چند ساعت یا چند روز در روستا میماند و میرود؛ اما زبالهای که بر جای میگذارد ممکن است مدتها باقی بماند.
ظرف پلاستیکی کنار رودخانه، کیسهای که در حاشیه جنگل رها شده یا پسماندی که وارد مسیر آب میشود، فقط یک منظره نازیبا ایجاد نمیکند؛ بخشی از چرخه طبیعی را مختل میکند.
روستاهایی که توانستهاند فرهنگ کاهش تولید زباله، تفکیک، جمعآوری و دفع مناسب را جدی بگیرند، در واقع از آینده خود محافظت کردهاند.
اینجا نقش مردم بسیار مهم است. محیط زیست روستا را نمیتوان تنها با دستور و بخشنامه حفظ کرد. طبیعت زمانی حفظ میشود که مردم احساس کنند خودشان صاحب آن هستند و سود و زیان حفاظت از آن مستقیماً به زندگیشان مربوط است.
از کشاورزی سنتی تا کشاورزی پایدار
یکی دیگر از ظرفیتهای مهم روستاهای گیلان، کشاورزی است. شالیزارها، باغهای چای، مرکبات و محصولات محلی، بخشی از هویت استان را شکل دادهاند.
اما کشاورزی نیز برای ادامه حیات به خاک سالم، آب کافی و تنوع زیستی نیاز دارد. استفاده نادرست از منابع آب و خاک و مصرف بیرویه نهادههای شیمیایی میتواند در بلندمدت همین سرمایه را تهدید کند.
کشاورزی پایدار میتواند یکی از راههای پیوند دوباره اقتصاد روستا با محیط زیست باشد؛ یعنی تولید محصول با کمترین آسیب به خاک و آب و در عین حال ایجاد درآمدی پایدار برای کشاورز. در چنین الگویی، طبیعت مانع توسعه نیست؛ بلکه پایه توسعه است.
مردم؛ مهمترین نگهبانان طبیعت
هیچ برنامه محیط زیستی بدون مشارکت مردم موفق نمیشود. این واقعیت در روستاها حتی پررنگتر است.
یک روستا زمانی میتواند طبیعت خود را حفظ کند که مردم در تصمیمگیریها حضور داشته باشند.کودکان از همان سالهای مدرسه با ارزش طبیعت آشنا شوند. دهیاریها برنامه مشخصی برای مدیریت پسماند داشته باشند و گردشگران نیز بدانند مهمان طبیعت هستند، نه مالک آن.
گاهی یک اقدام کوچک میتواند تأثیری بزرگ داشته باشد. جلوگیری از ریختن زباله در رودخانه، کاشت یک درخت، حفاظت از یک چشمه، احیای یک باغ قدیمی یا حفظ یک خانه بومی. محیط زیست همیشه با پروژههای بزرگ نجات پیدا نمیکند. گاهی مجموعهای از رفتارهای کوچک و روزمره است که آینده یک منطقه را تغییر میدهد.
گیلان هنوز فرصت دارد
روستاهای گیلان در نقطهای حساس قرار گرفتهاند. از یک سو، اقتصاد روستایی نیازمند تحول و ایجاد درآمدهای جدید است و از سوی دیگر، طبیعت استان بیش از گذشته تحت فشار قرار دارد.
راهحل، بازگشت کامل به گذشته نیست؛ همانطور که توسعه به معنای کنار گذاشتن طبیعت نیست. راه میانه، توسعهای است که ظرفیت محیط زیست را بشناسد.
روستایی که گردشگر میپذیرد، اما ظرفیت خود را میشناسد؛ کشاورزی میکند، اما آب و خاک را فرسوده نمیکند؛ خانه میسازد، اما زمین کشاورزی را بیدلیل از بین نمیبرد؛ درآمد ایجاد میکند، اما طبیعت را سرمایه یکبارمصرف نمیبیند، میتواند الگویی برای آینده باشد.
میراثی که باید بماند
شاید مهمترین درس روستاهای سبز گیلان این باشد که حفاظت از طبیعت الزاماً به معنای متوقف کردن زندگی نیست.
میتوان در کنار جنگل زندگی کرد، بدون آنکه جنگل را نابود کرد. میتوان گردشگر پذیرفت، بدون آنکه روستا را به انبوهی از ساختمان و زباله تبدیل کرد. میتوان کشاورزی کرد، بدون آنکه خاک و آب را قربانی کرد. و میتوان توسعه یافت، بدون آنکه هویت روستا را از بین برد.
گیلان هنوز روستاهایی دارد که در آن ها صدای رودخانه از صدای ماشینها بلندتر است، درختان هنوز بخشی از حیاط خانهها هستند و مردم هنوز میدانند آب و خاک و جنگل، سرمایهای برای امروز و فرداست.
حفظ این روستاها فقط حفظ چند نقطه سبز روی نقشه نیست؛ حفظ بخشی از حافظه و هویت گیلان است.
شاید آینده محیط زیست استان، پیش از آنکه در تصمیمهای بزرگ و پشت میزهای اداری رقم بخورد، در همین روستاها و در رفتار مردمانی شکل بگیرد که هر روز کنار طبیعت زندگی میکنند.
روستاهایی که طبیعت را حفظ میکنند، در حقیقت آینده خودشان را حفظ میکنند.
*کارشناس محیط زیست
(عکس ها از اینترنت-سایت جاجیگا)