گیلان فردا، شهلا ابراهیم زاده اصلی ـ با یک استکان چای موافق هستید؟
چای برای بسیاری از ما فقط یک نوشیدنی نیست؛ شبیه دوستی قدیمی و آشناست که در لحظههای مختلف زندگی کنارمان مینشیند؛ در شادی و غم، در تنهایی و جمع، در محل کار و سفر، در یک عصر بارانی یا میان دشتی سرسبز. کافی است عطر چای تازهدم در فضا بپیچد تا خستگی کمی از تنمان بیرون برود و حالمان اندکی بهتر شود.
حتماً شما هم تجربه نوشیدن یک استکان چای خوشرنگ، خوشعطر و گوارا را دارید؛ همان چایی که گاهی در سکوت نوشیده میشود، گاهی پای یک گفتوگوی طولانی و گاهی در میان خاطراتی که سالهاست در ذهن و دل ما ماندهاند.
چای آنقدر با زندگی روزمره ما ایرانیان گره خورده که شاید گاهی حضورش را بدیهی و عادی بدانیم؛ اما اگر کمی دقیقتر نگاه کنیم، درمییابیم که چای قصهای فراتر از یک نوشیدنی ساده دارد. چای بخشی از فرهنگ، خاطره و سبک زندگی ماست؛ روایتی که گاهی از وصل و شوق میگوید و گاهی راوی هجر و دوری است و در بسیاری از لحظهها، مرهمی برای جسم و جان خسته ما.
یک استکان چای برای خودمان
شاید بد نباشد گاهی چای را نه برای پذیرایی از دیگران، نه برای رفع خستگی و نه از سر عادت، بلکه فقط برای دل خودمان دم کنیم.
یک استکان یا فنجان چای خوشرنگ برای خودتان بریزید، جایی آرام بنشینید و چای را آرامآرام مزه کنید. بین هر جرعه کمی مکث کنید و اجازه دهید عطر و گرمای چای را حس کنید. برای چند دقیقه، همهچیز را کنار بگذارید و بگذارید این لحظه فقط میان شما و چای بگذرد.
شاید آنوقت متوجه شوید که یک استکان چای میتواند چیزی بیشتر از یک نوشیدنی باشد؛ میتواند فرصتی کوتاه برای مکث، نفس کشیدن و بازگشت به خود باشد.
اصلاً شاید نوشیدن چای، بهخصوص چای عصرگاهی، به یک مراسم کوچک و دوستداشتنی نیاز داشته باشد؛ زمانی که از هیاهوی کارهای روزانه فاصله میگیریم، گلویی تازه میکنیم و به دنبال چند دقیقه آرامش هستیم.
چای کنار پنجره همیشه حال دیگری دارد؛ بهخصوص اگر پنجره رو به طبیعتی زیبا باز شود. اما حتی اگر خبری از منظرهای چشمنواز هم نباشد، باز هم میتوان پنجره را گشود، هوای تازهای به ریهها سپرد و جرعهای چای داغ نوشید. گاهی همین اتفاق ساده، برای زدودن خستگی یک روز کافی است.

وقتی چای، موضوع یک رویداد می شود
چندی پیش، دو رویداد با محوریت چای در روزهای ۱۸ و ۱۹ مردادماه در چایخانه ادهم برگزار شد؛ رویدادهایی که نشان دادند چای فقط یک نوشیدنی روزمره نیست، بلکه میتواند موضوعی برای شناخت، گفتوگو، تجربه و حتی روایت بخشی از فرهنگ و سبک زندگی ما باشد.
در این دو رویداد، موضوعاتی همچون شناخت دنیای چای، ارزیابی حسی چای ( (Tea Tasting) و هنر همراه کردن طعمها با چای ((Tea Pairing) مورد توجه قرار گرفت؛ موضوعاتی که نشان میدهند پشت یک فنجان چای، دنیایی از عطر، طعم، تجربه و دانش وجود دارد.
این رویدادها فرصتی فراهم کردند تا چای، بهعنوان یکی از نوشیدنیهای ریشهدار و محبوب جامعه ایرانی، از زاویهای متفاوت مورد توجه قرار گیرد؛ نگاهی که چای را از یک عادت روزمره فراتر میبرد و آن را به یک تجربه فرهنگی و حسی تبدیل میکند.
روایت زنان از دنیای چای
یکی از ویژگیهای قابل توجه این رویدادها، حضور پررنگ زنان در شکلگیری و اجرای آن بود؛ موضوعی که به این برنامهها هویتی متفاوت بخشید.
از یک سو، روایت و اجرای یک رویداد تخصصی چای بر عهده یک بانوی پژوهشگر و فعال این حوزه بود و از سوی دیگر، میزبانی و مدیریت چایخانه نیز بر عهده یک بانوی کارآفرین قرار داشت. همین حضور، فرصتی فراهم کرد تا پیوند میان چای، زنان، کارآفرینی و روایت تازهای از فرهنگ چای در گیلان بیش از پیش دیده شود.
ساقی برومند، محقق چای و برگزارکننده این رویدادها، در گفتوگو با «گیلان فردا» درباره هدف برگزاری این برنامهها میگوید: «در این رویداد تلاش کردیم چای را از یک نوشیدنی روزمره به یک تجربه فرهنگی و حسی تبدیل کنیم؛ از شناخت و ارزیابی حسی چای ((Tea Tasting) تا تجربه و کشف ارتباط میان عطر، طعم و چای ( (Tea Pairing
او ادامه میدهد: «موضوع برای من صرفاً برگزاری یک کلاس چای نبوده و نیست؛ هدفم این است که چای را از یک نوشیدنی روزمره به یک تجربه فرهنگی و حسی تبدیل کنیم و درباره شناخت چای، ارزیابی حسی، عطر، طعم و ارتباط چای با فرهنگ و سبک زندگی صحبت کنیم.»
بنیانگذار برند « چای گیلناز» که سابقه مدیریت و فعالیت حرفهای در حوزه باریستایی در رشت را نیز دارد، با اشاره به محورهای مورد توجه در این رویدادها میگوید: «موضوع چای، زنان، کارآفرینی و شکل تازهای از روایت فرهنگ چای در گیلان، از نکاتی بود که در این رویدادها مورد توجه قرار گرفت.»
از مزرعه تا فنجان
برومند که سالهاست در حوزه چای، غذا و نوشیدنی فعالیت و پژوهش میکند، درباره مسیر حرفهای خود نیز توضیح میدهد: «سالهاست مسیر حرفهای من بر پایه شناخت، پژوهش و روایت فرهنگ چای ایرانی شکل گرفته است؛ از مطالعه و بررسی چای تا تجربه عملی در دمآوری حرفهای، آموزش فرهنگ نوشیدن چای و طراحی منو، بخشی از فعالیتها و علاقهمندیهای من در این حوزه بوده و هست.»
برای او، چای تنها برگهایی خشک شده نیست که با آب جوش به نوشیدنی تبدیل شود؛ بلکه بخشی از زندگی و حافظه جمعی ما است.
او با تأکید بر اینکه «چای فقط یک نوشیدنی ساده نیست»، میگوید: «چای برای من بخشی از فرهنگ، حافظه، روایت و زیست روزمره ما است. امروز تلاش میکنم از "مزرعه تا فنجان"، روایت تازهای از چای ایرانی ارائه دهم؛ روایتی ریشهدار در اصالت که همزمان با نگاهی مدرن و تخصصی به دنیای نوشیدنیها پیوند خورده است.»
شاید راز ماندگاری چای در زندگی ما نیز همین باشد؛ اینکه چای فقط طعم و عطر ندارد، بلکه خاطره دارد. بوی چای میتواند ما را به خانه مادربزرگ ببرد، صدای قلقل کتری میتواند یادآور یک عصر خانوادگی باشد و بخار نشسته بر شیشه استکان، تصویری از یک صبح سرد یا یک عصر بارانی را در ذهنمان زنده کند.
چای در فرهنگ ما گاهی بهانهای برای گفتوگوست، گاهی نشانه مهماننوازی، گاهی همراه خلوت و گاهی همنشین لحظههای دشوار.
شاید به همین دلیل است که وقتی میگوییم «یک استکان چای؟»، در واقع فقط یک نوشیدنی پیشنهاد نمیکنیم؛ گویی دعوت به چند دقیقه با هم بودن، آرام گرفتن و سهیم شدن در یک حس آشناست.
پس دفعه بعد که چای دم کردید، کمی آرامتر بنوشید. اجازه دهید عطرش در فضا بپیچد، گرمایش را حس کنید و هر جرعه را با مکثی کوتاه همراه کنید.
شاید آنوقت بفهمیم چرا چای، با همه سادگیاش، اینهمه حرف برای گفتن دارد.
چای فقط نوشیدنی نیست؛ روایت یک داستان عاشقانه است؛ داستانی که از مزرعه آغاز میشود و در فنجان، در خاطره و در زندگی ما ادامه پیدا میکند.


