گیلان فردا، سارا فرزانه-برایم باورکردنی نیست که بزرگترها می گویند زمانی از رودخانه های شهر رشت ماهی می گرفتند، ولی واقعیت دارد! می گویند آن روزها آب رودخانه تمیز و زلال بود و ماهیگیری در این آب نه تنها یک سرگرمی مفرح برای جوانان آن دوره بوده بلکه گاهی غذای خانواده هم می توانست از ماهی های تازه صید شده و سالم تهیه شود.
اما در دهه های اخیر چه ها که بر سر رودخانه های شهرمان نیامده! برخلاف کشورهای دیگر که عبور رودخانه از داخل شهر، یک مزیت فوق العاده برای ساکنان آن شهر محسوب می شود ولی این نعمت خدادادی در شهر رشت تبدیل به معضلی شده که سلامت شهروندان و جانداران را به خطر انداخته است.
آب شفافیت گذشته را ندارد
رودخانه هنوز همان رودخانه است؛ همان مسیر آشنایی که سالها از کنار خانهها، زمینهای کشاورزی و روستاها گذشته و صدای آبش بخشی از زندگی مردم بوده است. اما اگر کمی بیشتر نگاه کنیم، چیزی تغییر کرده است. آب دیگر آن شفافیت گذشته را ندارد. گاهی رنگش تیره است، گاهی بوی نامطبوعی از سطح آن بلند میشود و میان شاخهها و سنگهای کنار رود، ردپای بطریهای پلاستیکی، کیسههای زباله و پسماندهای رهاشده دیده میشود.
برای مردمی که سالها در کنار رودخانه زندگی کردهاند، این تغییر فقط یک مسئله زیستمحیطی نیست؛ بخشی از خاطرات و کیفیت زندگی آنهاست که آرامآرام دستخوش تغییر شده است. رودخانهای که روزگاری محل بازی کودکان، استراحت خانوادهها، آبیاری زمینهای کشاورزی و پناه پرندگان و آبزیان بود، امروز در بسیاری از نقاط به مسیری برای عبور فاضلاب و انباشت زباله تبدیل شده است.
رودخانه فقط یک جریان آب نیست
رودخانه بخشی از حافظه یک سرزمین است. بسیاری از شهرها و روستاها در کنار رودخانهها شکل گرفتهاند، کشاورزی به آب آنها وابسته بوده و زندگی انسان و طبیعت برای قرنها در کنار هم ادامه داشته است. در گیلان نیز رودخانهها همیشه یکی از عناصر اصلی طبیعت و زندگی مردم بودهاند؛ از رودخانههای بزرگ و شناختهشده گرفته تا جویبارها و مسیرهای آبی کوچکتری که در دل روستاها و زمینهای کشاورزی جریان دارند.
اما امروز این رابطه قدیمی میان انسان و رودخانه با چالشهای جدی روبهروست.
وقتی رودخانه به محل دفع پسماند تبدیل میشود
یکی از مهمترین عوامل آلودگی رودخانهها، ورود فاضلابهای خانگی، صنعتی و کشاورزی به منابع آبی است. در کنار آن، ریختن زباله در حاشیه رودخانه و تبدیل بستر و اطراف آن به محل دفع پسماند، آسیب دیگری است که آثار آن بهسادگی قابل مشاهده است.
گاهی یک کیسه پلاستیکی که از پنجره خودرو به بیرون پرتاب میشود، بیاهمیت به نظر میرسد. یک بطری آب معدنی که در طبیعت رها میشود نیز شاید برای فردی که آن را دور انداخته، اتفاق مهمی نباشد. اما وقتی این رفتار هزاران بار تکرار شود، رودخانه به انباری بزرگ از زباله تبدیل خواهد شد.
مشکل فقط ظاهر رودخانه نیست. پلاستیکها و مواد تجزیهناپذیر میتوانند سالها در محیط باقی بمانند و به مرور به ذرات کوچکتر تبدیل شوند. مواد آلاینده نیز ممکن است وارد چرخه غذایی آبزیان شوند و در نهایت سلامت اکوسیستم و حتی انسان را تحت تأثیر قرار دهند.
از سوی دیگر، ورود فاضلاب به رودخانه میتواند میزان اکسیژن محلول در آب را کاهش دهد و شرایط نامناسبی برای ماهیها، گیاهان و دیگر موجودات آبزی ایجاد کند. رودخانهای که نتواند زیستبوم خود را حفظ کند، دیر یا زود بخش مهمی از حیات اطراف خود را نیز از دست خواهد داد.
رودخانه آلوده، فقط مشکل طبیعت نیست
گاهی تصور میکنیم آلودگی رودخانه مسئلهای مربوط به محیط زیست است و ارتباط مستقیمی با زندگی روزمره ما ندارد. اما واقعیت چیز دیگری است.
آلودگی رودخانه میتواند بر کشاورزی، گردشگری، اقتصاد محلی، سلامت عمومی و حتی ارزش زمینها و سکونتگاههای اطراف تأثیر بگذارد.
گیلان استانی است که بخش مهمی از جذابیت آن به طبیعت وابسته است. رودخانهها، تالابها، جنگلها، شالیزارها و سواحل، تنها عناصر طبیعی نیستند؛ آنها بخشی از ظرفیت اقتصادی و گردشگری استان نیز محسوب میشوند.
وقتی یک گردشگر در کنار رودخانهای پر از زباله قرار میگیرد، تصویر او از طبیعت گیلان تغییر میکند. وقتی کشاورز با آبی مواجه میشود که کیفیت آن کاهش یافته، نگرانی او فقط درباره محیط زیست نیست؛ آینده محصول و معیشتش نیز مطرح است.
بنابراین حفاظت از رودخانه، در حقیقت حفاظت از بخشی از اقتصاد و آینده منطقه است. اما چه کسانی رودخانه را آلوده میکنند؟
سهم هر یک از ما در پاکی یا آلودگی رودخانه ها
آلودگی رودخانهها نتیجه مجموعهای از عوامل است؛ از ضعف زیرساختهای مدیریت فاضلاب و پسماند گرفته تا فعالیتهای صنعتی و کشاورزی، ساختوسازهای غیراصولی و البته رفتارهای روزمره مردم.
نمیتوان همه مسئولیت را بر دوش شهروندان گذاشت و از ضعف زیرساختها چشمپوشی کرد. همانطور که نمیتوان همه مشکلات را به عملکرد دستگاههای اجرایی نسبت داد و سهم رفتارهای فردی را نادیده گرفت.
رودخانه زمانی نجات پیدا میکند که مسئولیت میان همه تقسیم شود.
دستگاههای مسئول باید نظارت مؤثر داشته باشند، منابع آلاینده شناسایی شوند، فاضلابها مدیریت شوند و با تخلفات زیستمحیطی برخورد جدی صورت گیرد. از سوی دیگر، مردم نیز باید بدانند که طبیعت، سطل زباله عمومی نیست و هر زبالهای که در حاشیه رودخانه رها میشود، ممکن است دوباره به شکل دیگری به زندگی خودمان بازگردد.
میتوان از رودخانه مراقبت کرد
نجات رودخانه لزوماً همیشه با طرحهای بزرگ و هزینههای سنگین آغاز نمیشود. گاهی از یک رفتار ساده شروع میشود؛ از اینکه زبالهای را در طبیعت رها نکنیم، از اینکه زبالهای را که دیگری انداخته برداریم، از اینکه در هنگام گردش در طبیعت، پسماند خود را با خود برگردانیم.
مدارس نیز میتوانند نقش مهمی داشته باشند. اگر کودکان و نوجوانان از همان سالهای نخست زندگی با مفهوم رودخانه، تالاب، جنگل و اهمیت آب آشنا شوند، حفاظت از طبیعت به یک رفتار روزمره تبدیل خواهد شد، نه یک شعار مناسبتی.
فعالان اجتماعی و گروههای مردمی نیز میتوانند با پاکسازی حاشیه رودخانهها، آموزش شهروندان و مطالبهگری، حساسیت عمومی نسبت به این موضوع را افزایش دهند.
اما در کنار همه این اقدامات، یک نکته اساسی وجود دارد: پاکسازی رودخانه نباید جای پیشگیری از آلودگی را بگیرد.
ممکن است یک روز دهها کیسه زباله از کنار رودخانه جمعآوری کنیم، اما اگر روز بعد دوباره همان حجم زباله وارد رودخانه شود، مشکل اصلی حل نشده است. پاکسازی لازم است، اما کافی نیست. باید منشأ آلودگی را پیدا کرد.
رودخانهای برای نسلهای بعد
شاید مهمترین پرسش این باشد که چند سال دیگر، رودخانههای امروز چه وضعیتی خواهند داشت؟
آیا کودکان نسل آینده نیز میتوانند کنار رودخانهای بنشینند که آب زلالی دارد؟ آیا میتوانند صدای آب را بشنوند، ماهیها را در جریان رود ببینند و بدون نگرانی از آلودگی، طبیعت اطراف خود را تجربه کنند؟
پاسخ این پرسش تا حد زیادی به تصمیمهای امروز ما بستگی دارد.
محیط زیست چیزی نیست که متعلق به یک نسل باشد و بتوانیم آن را مصرف کنیم و به نسل بعد تحویل دهیم. رودخانهای که امروز آلوده میکنیم، فردا متعلق به فرزندان ما خواهد بود. همانطور که آب زلالی که امروز از آن بهره میبریم، حاصل طبیعت و مراقبت نسلهای پیشین است.
شاید لازم باشد یک بار دیگر به رودخانههای اطرافمان نگاه کنیم؛ نه فقط به عنوان بخشی از منظره، بلکه به عنوان موجودیتی زنده که بقای آن با زندگی ما پیوند خورده است.
رودخانهای که دیگر زلال نیست، پیش از آنکه یک هشدار زیستمحیطی باشد، یک پرسش بزرگ از ماست:
ما با طبیعت چه کردهایم و قرار است چه چیزی برای آیندگان باقی بگذاریم؟
هنوز دیر نشده است. رودخانهها اگر فرصت پیدا کنند، میتوانند دوباره جان بگیرند. اما این بازگشت، از جایی آغاز میشود که انسان تصمیم بگیرد فقط تماشاگر آلودگی نباشد.
شاید روزی دوباره بتوانیم کنار رودخانه بنشینیم، صدای آب را بشنویم و به جای بوی فاضلاب و دیدن زبالههای شناور، شفافیت آب و زندگی را ببینیم.
آن روز، رودخانه فقط زلال نشده است؛ رابطه ما با طبیعت نیز دوباره زلال شده است.
(عکس ها از اینترنت)
