انتخاب بین دو راه
11 خرداد 96 - 15:03  | 242 بازدید

 

محمد کاظم شکوهی راد

گفتن از انتخابات برای مردم بزرگوار ایران که بیش از سی انتخابات را در طی سی و چند سال اخیر تجربه کرده در حد تکرار مکررات است به ویژه آن که اگر کسی بخواهد در این مسیر زبان نصیحت و موعظه در پیش گیرد که امروزه روز به دلیل روانی چرخه اطلاع‌رسانی و تنوع سیستم‌های گردش اطلاعات در واقع موعظه و نصیحت کارایی ندارد اما می‌شود مردم و مخاطبان را به تدبر و تعقل عمیق‌تر دعوت کرد و دوباره مسایل روز مردم را به اندیشه کردن و فلسفیدن فرا خواند که خود به‌طور معمول در مسیر حرکت جامعه ما در مقاطع و بزنگاه‌های مهم تاریخی مردم ما نشان داده‌اند که می‌توانند با اندیشه و متعاقب آن عمل نیک و اصلح راه خود را بیابند.

امروز مساله انتخابات مساله پراهمیتی است، اگر چنین پراهمیت نبود و به عنوان یک امر عادی و ساده و بی‌اثر در صحنه عمل سیاسی و سرنوشت کشور و مردم ما بود قطعا آن‌قدر مورد توجه محافل خبر و اطلاع‌رسانی دنیا چه علاقه‌مندان به مردم، و چه صف دشمنان قرار نمی‌گرفت.

بدین ترتیب در اهمیت و اثر و عملکرد انتخابات هیچ شک و شبهه نیست اما باید پذیرفت هم شرکت در انتخابات 29 اردیبهشت (مانند سایر موارد) مهم و اثرگذار است و هم شرکت نکردن در آن، اگر انتخابات اثری در زندگی آینده و سرنوشت ما و فرزندان ما نمی‌داشت به راحتی می‌توانستیم بی‌توجه از کنار این کنش اجتماعی و سیاسی بگذریم و راه خود برویم و بگوییم: «چه فرق می‌کند، چه کسی انتخاب شود؟» یا استدلال کسانی را بپذیریم که می‌گویند: حاکمیت هر کسی را بخواهد انتخاب می‌کند!! آیا واقعا چنین است؟ چه ما موافق انتخابات باشیم یا با آن سر ناسازگاری داشته باشیم قطعا چنین استدلالی بی‌پایه و مردود است اگر چنین بود که مخالفین چنین سینه چاک نمی‌کردند که مردم در انتخابات شرکت نکنند. انتخابات و نتایج آن را ما مردم می‌سازیم و نتیجه آن در زندگی و سرنوشت و معیشت ما و خانواده ما موثر است.

در انتخابات پیش‌رو یک ویژگی عمده وجود دارد که در واقع باید به آن توجه شود و آن این که در واقع شخصیت‌هایی که انتخاب می‌شوند مهم نیست یعنی ما انتخابمان اگر چه شخص و فرد است اما در واقع راه و روش را انتخاب می‌کنیم.

انتخاب 29 اردیبهشت در واقع انتخاب بین دو راه و دو روش فکری مخالف هم است. اگر روحانی و تفکر دولت یازدهم انتخاب شود در واقع ادامه راهی را برگزیده‌ایم که در چهار سال گذشته تا حد زیادی توانسته بخشی از آوارهای سیاسی،‌ اقتصادی و اجتماعی کشور را بردارد تا بتوانیم در دوره آینده از این شرایط برای بهبود اوضاع سیاسی، اقتصادی بهره‌مند شویم. اما اگر تفکر مقابل را انتخاب کنیم در واقع برگشت کرده‌ایم به راه دولت‌های نهم و دهم که مجموعه‌ای از مصائب برای کشور از نظر داخلی و بین‌المللی برای ما رقم زد.

در این انتخابات ما باید به این فکر کنیم که آیا شعارهای مردم فریب را می‌خواهیم یا تعادل و تشخص در شخصیت‌های سیاسی و مدیران ارشد کشور – وعده و وعیدهای بی‌پشتوانه و مردم فریب را می‌خواهیم یا راستی و صداقت؟

تورم 40 درصدی همراه با صدقه گرفتن‌های موهن را می‌خواهیم یا برنامه اقتصادی که تورم را متعادل و آرامش نسبی در جامعه ایجاد می‌کند؟

از این نمونه‌ ده‌ها مورد می‌توان مثال زد. اما در یک کلام انتخابات 29 اردیبهشت برای مردم ما انتخاب بین دو راه و روش است و مسلما مثل هر انتخابات دیگری انتخاب راه صحیح‌تر و سالم‌تر است و الا آن ها که انتخاب می‌شوند مانند همه جای دنیا افراد مقدس و معصوم نخواهند بود بلکه اگر درست انتخاب کنیم با انتخاب روش‌های معقول و متعادل روش‌های عقلانی و علمی مسیر و جهت حرکت جامعه به سوی رفع مشکلات خواهد بود. و اگر تفکر مقابل دولت روحانی را انتخاب کنیم بار دیگر در چاله پوپولیسم و ریا و تزویری خواهیم افتاد که همه‌ی ارزش‌های انقلابی، ملی و مذهبی ما را وسیله ای برای فریب قرار خواهند داد.

برای انتخابات شوراها نیز باید تعقل کرد چرا که شوراها هم در حد خود در سلامت مدیریت شهری و توسعه و پیشرفت شهرها و روستاهای ما نقش دارند و هر نوع تفکر الزاما در راستای این هدف نخواهد بود چرا که مقایسه عملکرد چهار دوره شوراهای اسلامی شهرها به خوبی تفاوت‌ها را به ما نشان می‌دهد. در این مسیر نیز علاوه بر توجه به شخصیت افراد باید به سوابق، تخصص، کنشگری سیاسی و بینش سیاسی آن ها هم توجه شود تا از این ظرفیت قانونی مردم سالارانه حداکثر بهره‌گیری را بنماییم.

به اشتراک بگذارید:

نظر بنویسید:

security code