حس ترنم بهار در موزه میراث روستایی گیلان چاپ
درد دل جمعی از راهنمایان گردشگری در موزه میراث روستایی گیلان
18 فروردین 97 - 00:01  | 73 بازدید

 

 

گیلان فردا- سال قبل در ویژه نامه نوروزی مجله گیلان فردا به شما خوانندگان عزیز توصیه کردیم که حتما از موزه میراث روستایی دیدن کنید و از زیبایی و سرسبزی اش لذت بیرید. موزه ای که برشی از فرهنگ معماری و خانه سازی روستایی گیلان را به تصویر کشیده و با ارایه تعدادی از اشیای قدیمی نحوه زندگی، کشاورزی و ارتباطات مردم  گیلان زمین را به شما نشان می دهد. امسال هم به شما سفارش می کنیم حتما زمان دیدار از موزه میراث روستایی گیلان را در برنامه تعطیلات خود بگنجانید. موزه ای که در پارک جنگلی سراوان رشت واقع است و به معنی واقعی زندگی در آن جریان دارد. از توضیحات خوب و جامع راهنمایان گردشگری استفاده کنید. لحظاتی را فارغ از دغدغه های روزمره با آواها، ترانه ها و آهنگ های زیبای گیلانی ترنم بهار را حس کنید و با بازی ها و رسوم قدیمی گیلان آشنا شوید. یک استکان کمر باریک از چای خوش عطر و بوی لاهیجان بنوشید. کلوچه فومن بخورید و نان های محلی را که با دستان هنرمند زنان روستایی پخته می شوند را نوش جان کنید. البته خرید سوغات و یادگاری را هم فراموش نکنید. ترشی ها، شیرینی ها و حلواهای محلی، تنقلات محلی، درار (نمک سبز) که طرفداران زیادی هم دارند همگی منتظرند تا برایتان خاطراتی از طعم و مزه بسازند.

اما برای این که این همه تلاش و زحمت و هزینه که برای برپایی چنین موزه زیبایی که به گفته مسئولین در خاورمیانه بی نظیر است به معنی واقعی جلوه گر شود باید به کارکنان و راهنمایان گردشگری موزه انگیزه و امید داد تا از دل و جان پذیرای مهمانان و گردشگران بوده و آن ها را در حد توان و اطلاعات به تاریخچه و فرهنگ موزه آشنا کنند. به نظر می رسد مسولین مربوطه بیش از پیش باید به این انگیزه دادن بها دهند و نیروهای زحمتکش موزه را دلسرد نکنند.

در ماه های گذشته دو بار پای درد دل راهنمایان گردشگری نشستیم و حتی در اواسط اسفند دوباره از وضعیت شان پرس و جو کردیم اما دلخری ها باقیست و انگیزه ها رو به کاهش. حیف است این نیروهای زحمتکش را به حال خود رها کردن، درد دل شان را بشنویم و کاری بکنیم...

جمعی از راهنمایان گردشگری در پاسخ به سوالات گیلان فردا به اختصار به نکاتی اشاره کردند که می خوانید:

 

درد دل جمعی از راهنمایان گردشگری در موزه میراث روستایی گیلان:

 

موزه میراث روستایی پانزده تا راهنما داره که هشت نفر ثابت هستن. کارفرما هم سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان گیلان هستش. ولی متاسفانه ما قرارداد نداریم. و میگن تاخیر حقوق به خاطر اینه که عنوان راهنمای موزه در وزارت کار تعریف شده نیست. بیمه هم میگه به دلیل این که عنوان راهنما تعریف شده نیست کاری نمیتونیم بکنیم. به کرار درخواست هامونو گفتیم ولی کسی جوابگو نیست. بازدید موزه فصلی هستش ولی در شش ماهه اول ماهی حدود ده هزار بازدید کننده داریم؛ در تعطیلات نوروز، روزی دو الی سه هزار بازدید کننده داریم. که البته ورودی هم گرفته می شه.

مشکل موزه بیشتر برای حق و حقوق همکاران است که زحمت می کشند ولی هر سال با شش یا هفت ماه تاخیر حقوق میگیرن. در حالی که همه هم چندین سال سابقه کار دارن. مخصوصا بچه های راهنما که حتی بیمه هم نیستن.

از نظر مالی از بودجه اختصاص یافته به موزه بی اطلاع هستیم. نمیدونیم چقدر بودجه میگیرن، به ما اطلاع نمیدن. اما به تعداد بازدید کننده بلیط داده می شود که اگه روزی حدود 300 نفر بازدید کننده داشته باشیم حدود 900000 پول وارد خزانه دولت می شود

پیشنهادهای مختلفی برای درآمدزایی موزه روستایی داشتیم ولی به خاطر هزینه های بالا هیچوقت مسئولین مرتبط قبول نکردن، یه دلیل دیگش اینه که میگن موزه تحت اجاره منابع طبیعیه و اجازه بهربرداری ندارن، به خاطر دولتی بودن زمین و درختایی که اونجاست اجازه ندارن به بخش خصوصی بدن، یعنی یه جور ناهماهنگی و نداشتن تعامل بین سازماناست و ادیگه ین که در ایران معمولا کسی پیشنهاد بده کسی به حرف هاش گوش نمیده و شخص هم سریع مایوس میشه.

بودجه هم معمولا در سال دوبار میاد برای سازمان که رقم خیلی بالایی هست و شنیده میشه که نزدیک به یه میلیارده، به اسم سال مالی که یکیش آذر ماهه  و یکیش تیر ماه، که باز از اون پول کلان هم  حقوق کارکنانو کارگرایی که غیر مستقیم با سازمان در ارتباطن چیزی بهشون نمی رسه مثل ما راهنماها.

متاسفانه هنوز مشکل حقوق ما حل نشده، اتفاقا تو این مدت ما پیش اشخاص زیادی رفتیم از جمله مهندس علیزاده رییس سازمان، آقای احمدی رییس کل دیوان محاسبات گیلان، آقای شعبان پور معاون استاندار و آقای تاجیک معاون سیاسی استاندار    

تا بتونیم کاری کنیم که بشه حقوق ما از یه منبع مختص به خودمون بیاد یعنی ثبت بشیم یا قراردادی باهامون ببندن

ولی هیچ اتفاقی نیوفتاده و ما هنوز طلب هشت ماهه خودمونمونگرفتیم.

فقط بهمون گفتن یه روزنه ای تو دیوان محاسبات باز شده ولی عملا ما چیزی نمیبینیم

حتی به خود استاندارم نامه زدیم. ولی متاسفانه تا الان کسی به درد دل ما گوش نداده. کاش باطن موزه مثل ظاهر آن زیبا بود...

برچسبها : ،
به اشتراک بگذارید:

نظر بنویسید:

security code