چهارشنبه ها (شماره ۳) چاپ
زباله گردهای جدید
24 خرداد 02 - 00:03  | 437 بازدید

حالا که نمیشه از هیچ چیز نوشت، حالا که نباید از فقر و گرانی، از مفاسد اجتماعی، از بی عدالتی و تبعیض، از انتقادات اجتماعی گسترده، از گرانی ها و تورم کمرشکن، از کارگران بیکار و معلمان گله مند، از حقوق زنان و حق شهروندی، از اقتصاد به گِل نشسته و ... حرفی به میان آورد شاید بد نباشه به موضوعات دم دستی بپردازیم و تهیه گزارشات و مصاحبه های درجه یک رو به متنی ساده و انشاگونه تقلیل بدیم، تا نگن سیاه نمایی شده! بنابراین همه چیز گل و بلبله و ملالی در بین نیست! همه ی شاخص ها هم در حال رشد البته از نوع صعودی و با شیبی به سرعت نور هستن(!)، اما گویا شاخص بیکاری نزولی شده،آن هم آنقدر نزولی که محسوسه و بیکاری در جامعه مشاهده نمیشه!

قراره در ستون چهارشنبه ها با نگاهی ساده نکات روزمره در کوچه و خیابان رو که همه ی ما هر روز با اونا روبرو میشیم، یه بار دیگه مرور کنیم، بنویسیم و بخونیم و بگذریم... میپرسین چرا بگذریم؟ خب چون گوش شنوایی نیست، چون مسایل و مشکلاتی که تبدیل به معضلات شده برای هر فرد بیسواد و باسوادی و برای هر بچه و بزرگسالی مشخص و مثل روز روشنه ولی وقتی قرار نیست حل بشه(!)ما هم مجبوریم بگیم و بگذریم... .

در واقع زبان از توصیف وضعیت بوجود آمده یا بهتر بگیم وضعیت بوجود آورده شده قاصره و برای توصیف شرایط باید فرهنگستان ادب کلمات و جملات جدیدی ارایه بده تا گویای موقعیت و وضعیت جامعه باشه!

بگذریم سومین انشا در ستون چهارشنبه ها رو اختصاص میدیم به زباله گردهای جدید، یا زباله گردهای یقه سفید...

راستش تازگی ها زباله گردهایی میبینم که سر و وضع ژولیده ای ندارن، جوان و بچه سال هم نیستن و از سَکنات و وَجناتشان پیداست که از قبل این کاره نبوده اند!

بیشتر به نظر می رسه این زباله گردهای جدید در سنین بازنشستگی باشن!

البته بعضی از افراد زباله گردها رو به دو گروه تقسیم میکنن،گروهی که بناچار و از سر استیصال از دل زباله ها چیزهایی را جدا میکن و می فروشن تا شکم خود و خانواده رو سیر کنن و گروهی که این کار رو به عنوان سبک زندگی خود انتخاب کردن و درآمد خوبی از این راه گیرشون میاد!

بعضی ها هم اعتقاد دارن که زباله گردها سیستمی کار میکنن و بین خودشون بالادست و پایین دست دارن و سود اصلی زباله گردی به جیب مافیای خرید زباله میره!

(گویا درآمد روزانه زباله گردها چندین برابر دریافتی روزانه کارمند و کارگر هست و پس از آن مافیای زباله و خریداران اصلی ضایعات بازیافتی سودهای کلان گیرشان می آید!)

اما در بیشتر این اظهار نظرها تنها معلول مورد توجه و نقد و نظر قرار میگیره و کمتر پیش میاد علت ها به طور تخصصی و با بی طرفی بررسی بشن. اونچه که پُر واضحه اینه که تورم کمر شکن و فشار اقتصادی طاقت فرسا موجب شده تا تعداد افرادی که به مشاغل کاذب روی میارن و درگیر پیامدهای اجتماعی گسترده میشن روز به روز بیشتر بشه. لابد افراد مشغول در زباله گردی هم به عنوان شاغل محسوب میشن! چون در خبرها اومده بود که "بیکاری کاهش پیدا کرده" و حتی گفته شده بود "کاهش بیکاری در جامعه کاملا محسوسه"!

بگذریم،قرار شد در ستون چهارشنبه ها فقط ببینیم و بگیم و بگذریم...!

هر چه باشه زباله گردی بهتر از آدم فروشی و غارت و چپاول بیت المال هست، اما نمیشه گفت کسی که به این کار مبادرت میکنه این سبک زندگی رو انتخاب کرده، گاه جامعه فرد رو ناگزیر میکنه برای بقا حتی در دل زباله ها به جستجوی زیستن باشه!

محاسن سفید زباله گردهای جدید که به دنبال پیدا کردن کاغذ، مقوا و انواع بازیافتی ها در آشغال و زباله های رها شده در کوچه و خیابان ها میگردن نشون میده که چنین وضعیتی رو انتخاب نکردن،اونا چشمشونو از رهگذران می دُزدن و یا در محلات نا آشنا این کار رو می کنن که مبادا شناخته بشن، اما شکم گرسنه زن و بچه و دستان خالی و چشمان منتظر باعث میشه که بعضی از افراد هر خجالتی رو به جان بخرن و...

ساعت حدود سه عصر یه روز گرم خرداد، باز هم عبور و مرور زباله گردهای جدید نظرم رو جلب می کنه! جالبه در بعضی از شهرها اصلا شما زباله گردی رو نمی بینید، اما در رشت این موضوع روز به روز در حال افزایشه و در ساعات مختلف شبانه روز از صبح زود تا شب دیرهنگام افرادی در حال جستجو در کیسه ها و پلاستیک های زباله رها شده در معابر هستن! البته گفته میشه زباله گردها نیز برای خود محدوده کار دارن و مناطقی که بازیافتی و ضایعات بیشتری دارن به زباله گردهای خبره تر یا گردن کلفت تر اختصاص دارد! اما اونچه نظر شهروندان رو بیشتر جلب میکنه اضافه شدن زباله گردهای جدید با سنین بالاست! یعنی بعد از وفور زباله گردهای جوان و نوجوان و زباله گردهای بچه سال و حتی زنان زباله گرد که

واقعا موجب تاسف بوده و هست، اضافه شدن زباله گردهای در سنین بازنشستگی نه تنها چهره شهر رشت را خراب کرده بلکه موجب افزایش تاثیرات روانی منفی بر جامعه شده است.

اما چهره زشت شهر بواسطه زباله گردهای زیاد، تنها پیامد این معضل اجتماعی نیست و شیوع بیماری و گسترش آلودگی های زیست محیطی از دیگر پیامدهای پیدا و پنهان این معضله. 

سال هاست از تفکیک زباله در مبدا و آموزش از سنین خردسالی در خانواده و مدرسه حرف زده میشه ولی هنوز نه تنها این مهم نهادینه نشده بلکه روز به روز به جهت شرایط اجتماعی خاص حاکم بر جامعه، افراد اصلا خودشون رو مسئول نمی بینن!

کاش کرامت انسانی حفظ بشه و هر کس در هر جایگاهی که هست وظیفه اش رو درست انجام بده ...

 

شهلا ابراهیم زاده اصلی

برچسبها : ،
به اشتراک بگذارید:

نظر بنویسید:

security code